تبليغاتX
فقط عاشق ها حق خوندن دارن
09127349866
جناب Adib خير اين ترتيب از طرف سيستم سيمبيان در همه موارد به همين صورت رعايت ميشود .

ادامه مقاله .

بخش 2 :

حال از درايو C شروع ميكنيم و شاخه هاي مهم و نحوه كاراييشون رو تك به تك و در جلسات مختلف توضيح ميديم .

C:\nokia\images\pictures

اين پوشه محل ذخيره فايلهاي تصويري است كه شما اونها رو با سرويس SMS ارسال ميكنيد و به Picture Message مشهور هستند و حجمي شامل 2 پيغام تصويري + 1 پيغام نوشتاري رو اشغال ميكنند ! يعني اگر شما اقدام به فرستادن يك پيغام تصويري به شخصي نماييد اين پيغام در اصل شامل 3 پيغام است منتهي مراتب به صورت چسبيده به هم و با يك شكل واحد .


پيغامهاي تصويري در گوشي هاي مختلف فرق ميكند يعني شما قادر نخواهيد بود پيغامهاي تصويري گوشي هاي نوكيا را براي گوشي هاي زيمنس ارسال كنيد . تنها در بعضي از گوشي ها كه تعداد آنها به تعداد انگشتان دست هم نميرسد اين امكان وجود دارد .

برنامه هاي مختلفي وجود دارد كه شما ميتوانيد اينگونه پيغامها رو به وجود بياوريد كه ميتوانيد يكي از آنها رو اينجا دريافت نمايد و همينطور برنامه هايي هستند كه فرمت هاي مختلف تصويري از جمله GIF و BMP و ... به فرمتهاي پيغامهاي تصويري تبديل مينمايند كه ميتوانيد نمونه آن را از اينجا تهيه كنيد . ! پسوند آنها اصولا يا Ota هست يا Otb . پس هر كجا فايلي با چنين پسوندي مشاهده كرديد بدانيد كه حاوي يك پيغام تصويريست .


حال شما چگونه ميتوانيد پيغامهاي تصويري را كه براي شما ارسال ميشود رو در گوشي خود ذخيره نماييد تا در صورت تمايل آنها را براي هر شخصي كه دوست داشتيد ارسال نماييد .
شما به روي پيغام تصويري مورد نظر رفته . پيغام رو باز مينماييد و در موقعي كه در حال مشاهده پيغام تصويرري هستيد كليد Options و سپس از بين گزينه ها ٫‌گزينه Save Picture را انتخاب ميكنيم ! پيغام در ليست پيغامهاي تصوري شما ذخيره و در آينده ميتوانيد اون رو براي هر شخصي كه دوست داشتيد ارسال نماييد .

در جلسه بعد به نحوه ريخت پيغامهاي تصويري از كامپيوتر به روي گوشي خود خواهيم پرداخت .

سايركس
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 19:56  توسط محمد  | 

موسيقی برای کيبوردها وموبايلهايتان

دانلود استسنايی آهنگ های MIDI برای كيبوردها وموبايلهايتان

برای دانلود بايد برنامه Win Zip داشته باشيد يا با ويندوز xp از zip دربياوريد.

 بيشه (شادمهرعقيلی)مدل۱            بيشه (شادمهرعقيلی)مدل۲

آسمون (شادمهر)                            هزارويک شب (شادمهر)

مسافر(شادمهر)                              دهاتي(شادمهر)

دلقك (اصفهاني)                              جماعت (اصفهاني)

زير آسمونه اين شهر                     ای دوست (ناصرعبدالهی واميركريمي)

دريا(خاوري)                                  توحيد(اميركريمي)

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 19:48  توسط محمد  | 

 

برنامه فلش رو میشناسید.این برنامه هزاران نوع افکت برای نوشته ها و عکسها رو براتون داره و همینطور میتونید لوگو اینترو و بروشور فلش رو با صدا طراحی کنید...



حجم : 6.74 مگابایت
program is full
password : www.appzplanet.com
Download

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 18:14  توسط محمد  | 

 

کسانی که و بسایت دارن یا وبلاگ و از طراحی وب هم چیزی نمیدونند بیان اینجا.تصویر و المانهای گرافیکی و لینکها وتگهاوآلبوم عکس و فریم و پسورد روی صفحه و اسکین و خلاصه یه عالمه چیز دیگه.اینم هدیه اول هفته سایت ما به شما...



حجم : 6.76 مگابایت
Download
Crack


+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 18:12  توسط محمد  | 

 

اینم آخرین نسخه از نرم افزار مشهور ACDSEE که مخصوص دیدن تصاویر با بهترین کیفیت ممکن هستش. با این برنامه میتونید براحتی یک مجموعه عظیم از تصاویر را مشاهده کنید و از هر یک از آنها بعنوان تصاویر زمینه دسکتاپ استفاهد کنید. همچنین میتونید تصاویر رو بصورت اسلاید شو نگاه کنید و برای پرینت یا اسکن تصاویر هم ازش استفاده کنید. خیلی چیزای دیگه از جمله ادیتور عکس و .... هم داهر که بهتره خودتون تستش کنید تا کامل بفهمید چیا داره!!




حجم : 12.2 مگابایت
Password : www.2baksa.net
Download
Crack

+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم شهریور 1384ساعت 18:11  توسط محمد  | 

خودت می دونی چقدر دوست دارم
+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم شهریور 1384ساعت 20:12  توسط محمد  | 

 

تبدیل و پردازش و ایجاد فایلهای تصویری با امکانات آماتوری و حرفه ای...



حجم : 3.45 مگابایت
Download
Crack


+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم شهریور 1384ساعت 12:28  توسط محمد  | 

اخبار موزیک
الان مدتيه که در ايران و روی اينترنت آهنگهائی زير عنوان آلبوم جديد شادمهر "تلافی" فروخته می شه! و اين شايعه بين مردم پيچيده که اين آهنگهای آلبوم جديد شادمهر عقيلیه که از استوديوی ضبطش درز کرده بيرون.
اين آلبوم، عکس روی جلد و پشت جلد هم داره با آرم شرکت "نواميديا" که آلبومهای قبلی شادمهر (خيالی نيست و آدمفروش) رو بيرون داده.
 
براي ديدن عكسها و ادامه مطلب بر روي ادامه متن كليك كنيد .......
 



پشت جلد ساختگی از آلبومی که به اسم "تلافی" بيرون آمده

من که تو سفر اخيرم به کانادا تونستم شادمهر رو از نزديک ببينم و سه تا از آهنگهای جديدش رو بشنوم، تعجب کردم که چطور مردم متوجه نشدن که سبک کار قديميه؟! و هر چی به دور و وری ها که شادمهر گوش ميدن گفتم که آهنگ تلافی ای که شنيدم اين نبوده که تو آلبوم هست، کسی باورم نکرد!!!

حتی شايعه شده که اين آلبوم رو از قبل بيرون دادن که واکنش مردم رو بسنجن! به هرحال با خود شادمهر تلفنی حرف زدم و ...

شادمهر همون جوری که ميدونی خبرها و يا شايد بهتر باشه بگيم شايعه های زيادی از تو روی سايت های اينترنتی هست. يکی از دوستای من در حدود ۸ تا آهنگ به صورت يک آلبوم برام فرستاد که خيلی هاش واقعاً صدای تو بود، بعضی هاش شبيه به صدای تو بود و بعضی ها هم موسقی اصيل بود! حتی عکس روی جلد آلبوم تلافی رو هم از طريق اينترنت گرفتم! موضوع چيه؟

روی جلد ساختگی از آلبومی که به اسم "تلافی" بيرون آمده

اينها آهنگ های آلبوم جديدم نيست! اسم آلبوم جديد من پاپکرنه (Popcorn). اين ها آهنگ هائيه که قديم ها برای خواننده هايی که توی ايران بودن اجرا کردم و خلاصه يکی از اونها اين آهنگ ها رو جمع آوری کرده و به صورت يک سی دی کامل پخش کرده!

پس کلی هم زحمت کشيده!

آره! حالا جالب اينجاست که اين کارها دست خود من هم نبوده و من خودم هم نداشتم! دست کسانی بوده که می خواستن مجوزش رو از وزارت ارشاد بگيرن!

خودت اين آهنگ ها رو شنيدی؟

بعضی هاشونو شنيدم.

يک آهنگ اصيل هم توی اين آهنگ ها هست، درسته؟

بله. اون آهنگ مال تقريباً ۱۱-۱۲ سال پيشه که بر می گرده به کارهای اول من. از نوع تنظيم ها مشخصه که کار خيلی قوی نيست، چون اون موقع اوايل کار من بود.

چرا آهنگ اصيل زده بودی؟

اين آهنگ رو برای خواننده ديگه ای زده بودم و اون رو در استوديوی آقای شب خيز که توی ايران کار می کنند ضبط کرده بوديم. احتمالاً اين آهنگ دست خواننده ای برای گوش دادن و ياد گرفتن بوده و يک جوری درز کرده بيرون!

شادمهر جان خودت وقتی اين آهنگ ها (به قول خود شادمهر آهنگ های فروخته شده!) رو از روی اينترنت گوش دادی چه حالی شدی؟

بعضی وقت ها افرادی هستند که دوست دارند کارهای هنری ديگران رو خراب کنن. هميشه برای خراب کردن هنرمندان جا هست، وقت هست و آدم هم به اندازه کافی هست. من فکر می کنم يک سری از عوامل در ايران که اون موقع هم دوست نداشتند من کار بکنم، کارها رو جمع آوری کردند و بعد برای خراب کردن کارهای من پخش کردند.

منظورت از خراب کردن چيه؟

به هر حال هر کسی يک هدفی داره و هر خواننده يک برنامه ريزی روی آلبومش ميکنه. وقتی يک چيزی به نام يک آلبوم جديد مياد بيرون، مردم حواسشون به اون ميره و کار و آلبومی که بايد در زمان خودش بيرون داده بشه، بيرون نمياد. اون آهنگ ها اگر قرار بود روزی بيرون بيان همون زمان خودشون بايد بيرون می اومدند و مال الان نبوده. متاسفانه اون موقع به خاطر نگرفتن مجوز آهنگ ها کار بيرون نيومده و حالا چون نواری از خارج از کشور داره درست ميشه آدم هايی که قرار بوده مجوز بدن همون کارهای قديم رو پخش کردند!


تلافی با "پاپکرن"!:

يعنی از آب گل آلود ماهی گرفتن! چون ما قبلاً هم خبر داده بوديم که آلبوم جديدت قراره به اسم "تلافی" بيرون بياد.

دقيقاً. من از بابت اين مسئله زياد ناراحت نيستم. هر کسی کار خودش رو می کنه و اون آدم هم دنبال يک در آمدی بوده که اين کار رو کرده و من اونقدر ناراحت نيستم. ولی خوب دوست داشتم با آلبوم جديدم که اسمش "پاپکرن" هست ادامه بدم. البته مهم نيست چون آلبومی موفقه که در موزيک ويدئوهاش معلوم باشه. يعنی تازه وقتی موزيک ويدئوها پخش ميشه مردم می فهمند که آلبوم جديدی از اون خواننده يا هنرمند منتشر شده.

مثل اينکه در حال ضبط کردن موزيک ويدئوهات هم هستی، درسته؟

بله. آقای "راوی" دوست خوبم از آمريکا آمده پيش من در کانادا که ويدئوها رو بسازه. قراره يکشنبه هفته آينده راهی يک کشور ديگه بشيم که بقيه کار رو انجام بديم.

چرا يک کشور ديگه؟ چرا توی خود کانادا فيلمبرداری نمی کنين؟

يک مقداريش رو توی کانادا گرفتيم و برای اينکه فضای ويدئوها عوض بشه يکی دو تا از اونها رو در جای ديگه می گيريم.


اين ويدئوها برای کدوم آهنگهای آلبوم جديدت هست؟

يکی به اسم "محال" و يکی هم "پاپکرن".

حرف پاپکرن رو زدی، هم دهنم آب افتاد هم می خواسم بدونم چرا تصميم گرفتی اسم آلبوم جديدت رو عوض کنی؟ آيا به خاطر بيرون اومدن اين آلبوم تقلبی به اسم "تلافی" بود؟

نه به خاطر اين نبود. کلاً به اين خاطر بود که ديدم فضای کارهای منفی به اين شکل ديگه تموم شده و ديگه احتياجی به فضای کاری که تقريباً همه دارن انجام ميدن ندارم و بهتره که جهت رو عوض کنيم تا بقيه دنبال ما بيان، نه ما دنبال اونها!

علت انتخاب اسم "پاپکرن" چی بوده؟

فکر کنم علتش رو تا زمانی که آلبوم بياد نگيم بهتره!

زندگی دو روزه:

هوای تورنتو از لندن بدتره برای همين مکانهای عموميش شلوغه و پياده روها خلوته. ولی شهر شلوغيه و اگر انگليسی هم بلد نباشی فرق نمی کنه، اينقدر ايرانی اونجا هست که می شه فقط با زبان فارسی معامله کرد و زندگی رو گذروند. برای يک شخصيت معروف اما زندگی چطوريه؟ آيا شادمهر با اين زندگی مهاجرت تونسته کنار بياد؟

بهزاد: تصميم داری در تورنتو کانادا بمونی؟

شادمهر: اينجا هواش خيلی کسالت آوره ولی من تا کار اقامتم درست بشه مجبورم اينجا بمونم. بعد از اون صددرصد به جای ديگه تغيير مکان ميدم.


فکر می کنی کجا بری؟

دقيقاً نمی دونم. ولی جايی که آب و هواش خوب باشه! حتی ممکنه برم مکزيک!

از آلبوم جديدت برامون بگو که در چه مرحله ايه؟

سه چهار تا از آهنگ هاش رو ميکس کردم ولی کلاً بقيه رو ميکس نکردم که از استوديو بيرون نيارم که يک دفعه سريع بره روی اينترنت! به خاطر همين از تهيه کننده خواستم که کارها رو ميکس ( تنظيم نهائی صداها) نکنم و فقط اونهايی رو ميکس کنم که قراره ازش ويدئو ساخته بشه. بعد از مدتی که ويدئو ها پخش شد آلبوم جديد هم مياد.

فکر می کنی چه وقتی ويدئوها تموم بشه؟

دقيقاً نمی دونم!

مثل يک ويروس!:

محل سکونت و استوديوی شادمهر يکجاست. در عمق سه متری زمين!

در محله سرسبز ريچموند هيل تورنتو، شادمهر تو يک زيرزمينی زندگی می کنه که از در اتاق خواب می ياد بيرون می ره دو متر اون ورتر تو استوديوش می شينه و شروع می کنه روی آهنگها کار کردن.

يک "کيبورد" داره که باهاش ملودی می زنه و يک کامپيوتر که صداها رو تغيير ميده و ذخيره می کنه و يک اتاق يک متر در دو متر هم به استوديو چسبيده بود. اونجاست که شادمهر صدا و سازهای زنده رو ضبط می کنه.


تو اون چند ساعتی که پيشش بودم، هر ده دقيقه يکبار طاقت نمی آورد و می رفت استوديوش می نشست و به يک صدای "تق تق" ور می رفت که تغييرش بده و عوضش کنه. بعد بر می گشت دو کلمه حرف می زديم و دوباره می رفت استوديوش.

بهزاد: برای ما يک روز از زندگيت رو تعريف کن که چه شکليه!

شادمهر: من يک روز در ميون ورزش می کنم. بيشتر کار می کنم و بيشتر تو خونه هستم. بچه ها ميگن تو مثل يه ويروس می مونی و توی تاريکی رشد می کنی! چون استوديو من توی زيرزمينه و من هميشه اونجا هستم. تقريباً زندگيم مثل "مرتاض ها" ميمونه!

عشق و عاشقی در چه حاله؟ دل شکسته ای يا پيوسته ای؟

دل بند زده!

 
+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم شهریور 1384ساعت 16:54  توسط محمد  | 

آهنگ تموم شد،خانم کمالی برای رفتن بلند شد ما هم همینطور.با اسناد خداحافظي کرديم

اومدیم بیرون،ازخانم کمالی خواستم که برای رفتن به

منزل با ما بیاد تا برسونیمش، اول قبول نکرد و مدام تعارف می کرد ولی

بعد ازاصرارهای زیاد من قبول کرد.

ماشینو چند ماهی بود خریده بودم ، اون پراید و پدرم داده بود دست من چون

خودش دیگه به علت پیری نمی تونست پشت رل بشینه، رنگ ماشین

نقره ای بود که بهش خیلی می رسیدم.

سوارشدیم، افشین خودش رفت عقب نشست، گفتم:خانم کمالی بفرمایید بشینید

گفت: به من بگید عسل،همین........گفتم: ببخشید،عسل خانم بفدمایید

بشینید،(عسل): آخه آقا افشین؟ گفتم آخه نداره که بیا بشین، افشین

ناراحت نمیشه، در رو باز کرد و نشست، گفتم عسل خانم منزلتون

کجاست؟(عسل): شهرک ژاندارمری می شینیم، شما کجایید؟ گفتم

خانی آباد،اونجاییم....(عسل): چه خوب خاله مریم منم اونجا می شینه

گفتم راست میگی؟(عسل): دروغم چیه، من بیشتر چهارشنبه ها اونجا

هستم.پس، فردا اونجایی دیگه؟ احتمالش زیاد بیام.

اتوبان یادگارامام رو به سمت بلوار مرزداران پیچیدم.(عسل): اسم شما

اشکان؟گفتم آره چطور..،(عسل): اسم قشنگیه ولی اگه با اسم عسل

بیاد قشنگترم میشه ، اینو که گفت پشتم لرزید ولی از طرف دیگه هم

از این حرفش خوشم اومد.

رسیدیم دم در خونه شون، تعارف زد که بیاییم تو، گفتم ممنون عسل باید بریم ، پس چند لحظه واستا، دست تو کیفش کرد و شماره موبایلش و

داد بهم و گفت اگه یه موقع کاری داشتید که دست من برمی اومد حتما

زنگ بزنید....، رو چشمم حتما. اگه کاری نداری عسل خانم ما بریم،

به سلامت خداحافظ،خداحافظ.

 

افشین اومد نشست جلو، راه افتادیم و انداختم تو اتوبان و رفتیم سوی خونه.تو

راه بودیم که یه دفه افشین گفت: اشکان دختر خوبی به نظر می رسید،

حتما بهش زنگ بزن، که یه جا بریم و با هم بیشتر آشنا بشیم، گفتم مثلا

کجا؟......(افشین): منم آرزو رو میارم که بریم دربندی،درکه ای یا......

بی خیال شو بعید می دونم عسل بیاد، مهال بیاد.(افشین): حالا امتحانش

که ضرر نداره، زنگ بزن بهش بگو شاید قبول کرد، باشه حالا ببینم

چی میشه.

ضبط رو روشن کردم و شیشمو کمی پایین دادم، سوز سرما رو حس می کردم، (افشین): پنجره رو بده بالا بابا سرد، دادم شیشه رو بالا نق نزن

رسیدیم پشت چراغ قرمز، پشت چراغ فکرم مدام به یاد ملودی زدن

عسل می افتاد که آهنگش چه جوری آدمو دیوونه می کرد.

چراغ سبز شد و منم براه افتادم ، بردم افشین در خونه شون گذاشتم.خودمم

کمکم رفتم سوی خونه ، اون دختر فکرمو ریخته بود بهم، همش جلوی

چشام بود. ماشین رو در خونه پارک کردمو رفتم تو خونه، مادرم داشت

لباسهایی که شسته بود جمع می کرد، بهش سلام دادمو رفتم توی اتاقم و

روی تختم گوشه اتاق دراز کشیدم تا خوابم برد.

***

چشمامو که باز کردم چشمم به ساعت افتاد، ساعت 3.10 بود، هنوز ناحار

نخورده بودم، مادرم از طبقه بالا صدام کرد، رفتم بالا تا ناحار بخورم

ناحارمو که خوردم به پشتی تکیه دادم، مادرم داشت از شیرینی خورون

همسایه که دیروز رفته بود برای خواهرم تعریف می کرد، منم گهگاه

فکرم به زمانی می افتاد که حسرت یه دوست دختر زیبا رو داشتم و

حالا که می دیدم در آستانه این کارم ته دلم شادی می کردم و از طرف

دیگه هم کمی دلهره داشتم که شاید یه وقت چیزی یا کسی همه چیز رو

خراب کنه.

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 22:35  توسط محمد  | 

 

این هم نرم افزار پاندا که همه چیز توش هست و همه حالته از سیستم شما حفاظت میکنه و نمیدونم چطوری توضیحشو بدم چون هر چی بگم کم گفتم پس فکر کنم خودتون توضیحات انگلیسیشو بخونید میفهمید چقدر قدرتمنده و واقعا عالیه .




حجم : 62.0 مگابایت
Download
Crack

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 22:32  توسط محمد  | 

 

برنامه ای قدرتمند برای ویرایش تصاویر که دارای انواع فیلترهای آماده و افکتهای مختلفی میباشد. با این برنامه شما براحتی میتوانید تمامی بخشهای زائدی که در تصاویر دیجیتالی گرفته شده توسط دوربینتان وجود دارد را تصحیح نمایید.



حجم : 5.8 مگابایت
Name:ttdown.com
SN:F9AD7309ADE034
Unlock code:8CEB-6C4F-49A1-C33C

Download

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 22:31  توسط محمد  | 

 

آخرین نسخه از قویترین انتی ویروس که خودم فقط به این اطمینان دارم و میدونم وقتی روی سیستمم نصبه هیچ ویروسی نمیتونه وارد اون بشه. به شما هم توصیه میکنم اگر آنتی ویروس خوب میخواهید اینو بگیرید.



حجم : 8.0 مگابایت
Program is full
Download


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 22:29  توسط محمد  | 

کارنامه داوطلبان مجاز به انتخاب رشته آزمون سراسری
روان شناسی رنگ ها در طراحی صفحات وب
هشدار غير مستقيم مايكروسافت به ديگر كاركنان
دوربین دیجیتال 9 مگاپیکسلی به بازار آمد
ربات انسان نماي خانم نيز ساخته شد
آموزش الكترونيك - کمکهاي اوليه
مجموعه اي از 7 سيدي شامل طرح هاي پيش ساخته سايت
شرکت کنندگان در اله کامپ 2005
یازدهمين نمايشگاه بين المللي الکترونیک کامپيوتر و تجارت الکترونيک
هاستينگ خوب و ارزون ميخواهي؟؟
بن لادن در تونل ضدموشك ساخت «سيا» پنهان شده است
مايكروسفات ابزارهاي به روز زساني نرم افزار را عرضه كرد
« آرشيو مطالب »
 
+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 18:35  توسط محمد  | 

 

اولین مسنجر سایت گوگل که برای استفاده از آن باید عضو Gmail.com باشید.



حجم :  1 مگابایت
Download


+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 18:34  توسط محمد  | 

امروز می خام هر سه روز یا هر سه هفته برگی از یه قصه براتون بزارم که از خودمه

اولین برگه

 

پرستار بیمارستان مشغول ورق زدن برگه های پزشکی بیمارها بود، شنیدم

گفت:عسل کمالی،وقتی اینو شنیدم سری ازصندلی پا شدم ودویدم سوی

پرستار،گفت:این خانم مریض شماست؟

صدام می لرزید ولی با همین حال گفتم:بله من همراهشم،(پرستار): شما چه

نسبتی باهاشون دارید؟ خانم من یکی از آشناهاشون هستم،(پرستار):پس

این فرم رو پرکن بعد هم به والدینش خبربده تا بیان اینجا تا پرونده کامل

بشه.

مثل اینکه برق از بدنم رد بشه بهم شوک وارد شد،انگاری وسط دره ایستاده

بودم وهرآن ممکن بود از دره به پایین پرت بشم، پاهام سست شده بود

طوری که بی اختیار خودمو انداختم رو صندلی، همه بدنم درد می کرد

ناگهان چشمم به شیشه بخارکرده، چشمم خیره شده بود به پنجره وفکر

روزها و ماهای قبلو می کردم که چه جوری با عسل آشنا شدم و چه ها

بر من و او گذشت که تا به اینجا رسید.

درست یه روز زمستونی بود،اشتباه نکنم اواسط دی ماه بود که با دوستم

افشین به دانشگاه رفته بودیم، برگشتنی از افشین خواستم که با هم برای

کوک کردن گیتارمن پیش استاد مهدوی بریم،استاد برای من تو این

دوران خیلی زحمت کشیده بود وساز رو برای من یه همدم ساخته بود

وخیلی مدیونش بودم.

رفتیم پیش استاد ، در رو باز کردم و در حالی که صدای جیرینگ جیرینگ زنگوله بالای در به گوش می رسید گفتم:سلام استاد،استاد با لحنی آروم

ودلنشین گفت:به، سلام آقای فتحی وجوادی،خوش اومدید.

بعد احوالپرسی مفصل با استاد مهدوی گفتم:استاد زحمت سازمنو می کشی، گفت:بله آقا اشکان چرا که نه!.......بده من عزیزم برات کوکش کنم؛

استاد قلقی خواست داشت،چشمهایش رو می بست و ساز رو کوک

می کرد طوری که صدای ساز نوای خاصی به خود می گرفت

ساز رو نوازش می کرد.بعد از کوک شدن سازم از استاد خواستم که

کمی ویلن چون استاد در زدن این ساز تبهرخاصی داشت،استاد قبول

کرد و شروع به زدن ساز شد،آهنگی که می نواخت قطعه ای ازاستاد

بنان بود که نازنین مریم نام داشت که منم علاقه خاصی به اون داشتم.

آهنگ که به میانه هایش رسیده بود صدای زنگوله بالای در ورودی به صدا

در اومد،استاد آهنگ رو ادامه داد،دختری خوشرو و خوش قامت وارد

شد، برق از چشمام پرید،استاد همچنان آهنگ رو زد تا تمومش کرد،من

تا حالا اون دختر رو ندیده بودم،اون اول با استاد احوالپرسی گرمی کرد

وبعدشم به ما سلام کرد.

استاد گفت: سلام خانم کمالی،حالتون چطوره،(عسل):ممنون خوبم استاد،

شما چطوری..، من که محو اون دختر شده بودم سرجام خشک شدم

وازجام تکون نخوردم،افشین عجله داشت؛ برای همین تو گوشم مدام

زمزمه رفتن می کرد، و من می گفتم به خاطر سیا یه دقیقه دندون رو

جیگر بذار.

 

اون دختر سازشو از کیف چرمی که داشت در آورد، ساز اونهم گیتار بود

گیتار رو با نوازش خواستی می زد که ازصدای اون لطافت و مهربانی

معصومانه اش پیدا بود.

استاد از من خواست گیتارمو در بیارم و به افشین هم گیتار داد چون گیتار

افشین رو خواهرکوچکترش شکسته بود، وگفت شما هم با خانم کمالی

بزنید، شما ریتم بزنید و خانم کمالی هم ملودی.گفتم چشم استاد وبه

افشین گفتم شروع کن.......؛شروع به زدن ریتم شدیم،با افشین هماهنگ

بودیم برای همین هیچ اشتباهی نداشتیم، اوهم شروع به زدن ملودی شد،

شاید نتونید درک کنید ولی اون ملودی رو طوری می نواخت که روح

ازبدن جدا می شد،چشمام به چشمانش بود،اوهم همینطور..،خنده ای بر

گوشه لبهایش جاری بود،خنده ای معصومانه.

 

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 12:59  توسط محمد  |